نرگسانه
فقط قراره جای حرفای دلم باشه...
الهی و ربّی من لی غیرک... پی نوشت: 1) از امروز تصمیم به تحوّل گرفتم... 2) خدا زمین را مدّور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصوّر می کنی به آخر دنیا رسیده ای درست در نقطه آغاز هستی... مظهر لطف و عطای کبریا دارد رضا جان به قربان رضا جود و سخا دارد رضا آب سقاخانه را زائر تبرک می برد بهتر و بالاتر از آب بقا دارد رضا ناامید از هرکجا باشی ضریحش را بگیر تا که معلومت شود این جا چه ها دارد رضا مشکل دنیا و عقبی را رضا حل می کند شیعه می داند که دست مرتضی دارد رضا السلام علیک یا علیّ بن موسی الرّضا... اشهد انّک قد اقمت الصلوة و اتیت الزکوة... این چه ظلمی است که برتو رفته است و دشمن با تو چه کرده است که ما از ورای صدها سال وقتی در کنار ضریح عشق آفرینت زانو می زنیم باید شهادت دهیم که تو اقامه نماز کرده ای و ایتاء زکات! توان گشودن این راز در دست های ما نیست... اما پیداست هم که این راز تنها راز تو نیست ، راز پدران توست و راز فرزندان تو... دشمن با شما آل الله چه کرده است؟ چه تصویری از شما در ذهن عالمیان کشیده است که ما شیعیان هم از ورای صدها سال باید به نماز خواندن و زکات دادن شما گواهی دهیم؟ عشق ما به این خاک تنها از این روست که تو در آن رمیده ای و پیوند ناگسستنی دل ما به این فضای ملکوتی از این جهت که رایحه ی شوق آفرین تو در آن می پیچد... خدا ظهور قائمتان را نزدیک فرماید تا زخم کهنه ی این سالها را مرهم و درمانی جانانه باشد. ان شاءالله! **خدا کند تو بیایی سید مهدی شجاعی عکس کاملا تزیینی است!! سلام علیکم و رحمه الله!! احوال شما؟ ما کم پیدا هستیم... شما دیگه چرا؟ حالا ما تلفن نداریم دلیل نمیشه شما بهمون زنگ نزنین که....! میگم من که دور از جون جمع بعد دانشگاه جنازه ام میرسه خونه... دل و دماغ هیچ کاریم ندارم... ( میدونین چند روزه حال ندارم برم حموم؟؟!!!!!!!!!!!) اصلا چطوره اینجا رو تعطیل کنم...؟ یا تغییر کاربری بدم بزنم تو یه کار نون و آبدار؟؟ خلاصه اینکه نگارنده ی سطور این وبلاگ پرطرفدار دچار بی انگیزگی مفرط گردیده... از یابنده تقاضا میشود در اسرع وقت ایشان را در زنده نگاه داشتن نام و یاد این مکان مقدس تشویق نموده مژدگانی دریافت نمایید... خداوند توفیقات ما را افزون گرداند ان شاءالله! اندر توصیف سرعت بالای(!) اینترنت در کشور... بدون شرح.... نمینویسم.... نمیخوام یا نمیتونم یا نمیدونم چی بنویسم... زیاد فرق نمیکنه... اصل موضوع اینه که حوصلم کم شده... حالا چی شده که الان با این حال سرماخورده و خسته نشستم دارم دو کلمه مینویسم خدا میدونه... شاید بخاطر اتفاقات خوب این هفته بوده... خبر جدید اینکه دانشگاه بسلامتی باز شد و خیل عظیم مشتاقان تنبل بالاخره مجبور شدن لای چشماشون رو اول صبح باز نگه دارن... دوباره مشکلات من با تاکسی و اوتوبوس و اینام شروع شد...! محض تنوع این دو تا عکسم ببینین: این محصولات مخصوص افرادی ساخته شده که از تنهایی رنج میبرن و عقده اینو دارن که کسی بغلشون کنه یا سر بذارن رو پاش...!!! سلام... دعوام نکنین...! تنبل نشدم... - شرایطم خوب نیست که نمینویسم... دلیلشم خودم میدونم و خودت و یکی دو نفر دیگه... - با خودم خیلی درگیرم که نمینویسم... دلیلشم خودم میدونم و خودت و یکی دو نفر دیگه... - دلم گرفته غصه داره که نمینویسم... دلیلشم خودم میدونم و خودت و یکی دو نفر دیگه... -ازت دلگیرم که نمینویسم... دلیلشم خودم میدونم و خودت و یکی دو نفر دیگه... - ولی بخشیدمت... دلیلشو اما نه تو میدونی نه اون یکی دو نفر دیگه... فقط بدون خیلی سخته... خیلی بیشتر از اونکه فکرشو بکنیم... هم من هم تو هم اون یکی دو نفر دیگه... پی نوشت: مجری تلویزیون میگفت تو ماه رمضون بنظرتون چه چیزی بهتون اضافه تر شده یا چه چیزیتون کمتر شده؟؟ نظر شما چیه؟؟ بنظرتون غیر از وزنمون که معمولا بیشتر میشه چه چیز خوبی بهمون اضافه شده...؟ یا تونستیم چه اخلاق بدی رو از وجودمون بیرون کنیم؟؟ این ماه رمضون که برای من با سالهای قبلی خیلی فرق داشت... خیلی فکر کردم... نتیجه اش این شد که یه تصمیم بزرگ گرفتم... یه تصمیم خیلی سخت... شما چی کار کردین؟؟ ... وبدان آن خدایی که گنجینه های آسمانها و زمین به دست اوست، وقتی به تو اجازه ی دعا داده است، یعنی که اجابت را برعهده گرفته است. و میان تو و خودش حاجب و پرده دار قرار نداده و کار تو را به هیچ میانجی و واسطه ای واگذار نکرده، و اگر بدی کردی تو را از توبه باز نداشته و در کیفرت شتاب نکرده، و آنجا که سزاوار بودی رسوایت نساخته، و در پذیرش توبه بر تو سخت نگرفته، و چند و چون گناهت را به رخ نکشیده، و از بخشش و رحمت مأیوست نگردانده، بلکه کندن تو را از گناه تحسین کرده، هرگناهت را یکی برشمرده، اما هر خوبی ات را ده به حساب آورده، و در توبه را برایت باز گذاشته، پس نیازهایت را از او بخواه، رازهایت را با او درمیان بگذار، گلایه ها و شکوه هایت را نزد او ببر، برطرف شدن غمها و غصه هایت را از او طلب کن، و در کارهایت از او مدد بگیر. و هرچه میخواهی از خزائن رحمت او بخواه، چیزهایی که هیچکس جز او توان بخشیدنش را ندارد، از افزایش طول عمر تا سلامتی و تندرستی، تا وسعت و گشایش در روزی. پس مبادا که تأخیر در پاسخ و اجابتش اسباب نومیدی ات گردد. چرا که بخشش و مرحمت مبتنی است بر مختصات نیت. و چه بسا فلسفه ی تأخیر در اجابت این باشد که پاداش بیشتری نصیب خواهنده شود و هدایای ارجمندتری به دست آرزومند برسد. و چه بسا چیزی از خدا خواسته ای و به خواسته ات نرسیده ای، ولی به این حقیقت رسیده ای که چیزی بهتر از آن دیر یا زود برایت تدارک دیده اند. یا دریافته ای که خیر و صلاحت در نداشتن آن چیز بوده است. چه بسا حاجتی داشته ای که رسیدن به آن باعث تباهی دینت می شده. پس سعی کن از خدا چیزی بخواهی که زیبایی اش برایت جاودان بماند و وجودت از رنج و سختی اش در امان بماند... *بخشی از وصایای حضرت امیرالمؤمنین (ع) به امام حسن (ع) از کتاب آیین زندگی - سید مهدی شجاعی هرچی فک کردم برای این ایام چی بنویسم زیباتر از کلام خود حضرت گیرم نیومد... هرچند انتخاب چند جمله دشوار بود... توصیه میکنم حتما خودتون مطالعه بفرمایید. مطلبی که سال گذشته نوشته بودم هم زیبا بود ... حوصله کردین حتما بخونین: ایام شهادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) تسلیت باد. 1) چرا اینجوری شدم؟؟ نمیدونم این تنبلی و سستی از اثرات تعطیلات تابستونی طولانیه یا بیحالی ماه رمضون؟؟ شایدم بخاطر کهولت سنه!! بهرحال چیزی که مشخصه اینه که هیچ کار مفیدی تو این مدت از من سر نزده! بخصوص این روزها که ساعت کاریم از 11صبح شروع میشه تا 1ظهر همان روز!! باقیشم یا خوابم یا حال ندارم... 2) امسال مطابق اعلام وزارت علوم معین گردیده برای دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی _ همچون شکوفه های سال اولی که نه تازه 2روز هم زودتر از اونا _ 28شهریور سال تحصیلی آغاز گردد تا مشت محکمی باشد به دهان تنبلان!! 3) _ نرگس جون میشه منم سحر بیدار کنی؟؟ _ نع! یه روز دیگه روزه بگیر... فردا فقط قد خودم غذا داریم!!! *بخشی از مکالمات من و آبجی خانوم در شبهای ماه مبارک!! 4) عکسهایی از خودم در حالت تنبلی: ای ول... من جدا تشکرمندم از همه ی عزیزانی که ما را در نیل به این هدف ارزشمند یاری نمودند... دست تک تک شما را به گرمی میفشارم...( البته دست خانوم ها رو)!! من الان از شوق در پوست خودم نمی گنجم... بالاخره پس از مدتی بسیاااااااااار طولانی من دوباره تونستم آمار کامنت های وبلاگم رو بالا ببرم... هووووووراااااااااااا البته جا داره از زحمات بی دریغ و شبانه روزی خودم هم در گل من گلی کردن این وبلاگ سپاسگزاری بفرمایم... خداوند توفیقات نگارنده را افزون نماید * الان لابد میگین این بنده خدا چقد عقده ای شده!! پی نوشت: آخه این انصافه آدم با زبون روزه (ریا نباشه) مجبور باشه خونه رو جارو پارو کنه؟؟ اونم تازه مجبور شه اون فرش سیاهه رو جارو بزنه که معادل شخم زدن یه زمین ازت انرژی میگیره با سلام و خسته نباشید حضور محترم بازدیدکنندگان محترم عرض میشود که: ما برگشتیم این درحالیست که کاملا مستحضریم چقدر جایمان این چند روز خالی بوده...!! جهت همدردی باشما دوباره از امروز روزه میباشیم!! این هم باقی عکسها: هنوزم التماس دعا داریم!

![]()

باید شهادت دهیم که تو آمر به معروف و ناهی از منکر بودی...!
این چه شهادتی است که مظلومیت تو در آن موج می زند...!
مگر نه تو خود نماز مجسم بودی؟
مگر نه معروف رضای تو بود و منکر خشم و غضب تو؟
پس چیست راز این گونه سلام گفتن بر تو؟
سرچشمه ی این راز زلال در محراب مظلومیت علی (ع) است ، آنجا که شهادتش مردم مرعوب و گنگ را به تعجب وا می دارد که مگر علی نماز می خواند...؟![]()

میلاد شمس الشّموس،سلطان توس،علیّ ابن موسی الرّضا (ع) مبارک![]()

پخش زنده از حرم مطهر رضوی (مخصوص اونا که سرعت اینترنتشون مث من بیچاره نیست!):
http://www.razavi.tv/index.htm
![]()
التماس دعا![]()
![]()

![]()
![]()
![]()






یا سَریعَ الرِّضا ! اِغفِر لِمَن لا یَملِکُ اِلا الدُّعا !![]()

التماس دعا![]()
![]()
![]()
![]()



میلاد با سعادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع) بر شیعیان حضرتش مبارک![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدا از همه ما قبول کناد![]()
| Design By : Night Skin |


